كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
65
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
بيرون بود . بعضى تدقيق و تخمين كرده ، صد هزار نفر گفتند ، و اللّه اعلم . « 1 » تسليم نمودن شاه سلطان ( 112 ) حسين تخت و تاج را به محمود و ضبط اصفهان احوالات پريشانى * اصفهانيان به گوش محمود مىرسيد . يورش را رضا نداد ، كه * مبادا افاغنه شگفت « 2 » بردارند ، يا * بعد از فتح خزاين و اموال اصفهانيان به باد غارت و تاراج شود ، و در آن روزها در سراى شاه ، از مأكولات و مشروبات چيزى نمانده ، و از ورود و خروج به كلى يأس دست داد . شاه از خواب غفلت بيدار شد ، و بدحالى خود را دانست . * لباس فاخر خود را بيرون آورده ، لباس يأس و ماتم پوشيد و اندرون حرم مىگرديد و خادم و نديم و متعلقات آنها با يكديگر مىگريستند و يكديگر را وداع مىكردند و از سراى بيرون آمده ، در ميدان و اسراق خلق را مىديدند كه از قحط هلاك شدهاند و بر روى هم افتاده ، * رحم و شفقتش به هيجان آمد . مثل ابر بهارى از ديده اشك مىريخت و به آواز بلند مىگريست و به نديم و خادم متوجه شده ، بناى وداع نهاده و گاه با خطاب و عتاب ، اين كلام آغاز مىكرد كه اى ( 113 ) صادقان من و اى به محبتم گرفتار شدگان اى غلامان من كه در اين بحر بلا افتاده ، و در آتش غيرتم * سوختيد . در اين قضيه جز رضا چاره و غير از تسليم علاج نيست . بناى دولت خود را خراب كردم و شكر نعمت حق تعالى را بجا نياوردم و از نفاق و شقاق * دشمنان خود را پيدا كرديم و از سوء تدبير هر چه داشتيم به دشمن سپرديم . قضاى ازل به جهة فعل ناشايسته ما تخت ايران را بر ما لايق نديده ، سزاى ما را داده و ما را * تقدير خدا به غير بنده كرده . چون اراده حق تعالى به اين تعلق گرفت ، برويم و جملگى به شاه جديد سر فرود آوريم و بنده شويم . در شهر مىگرديد و به صوت بلند مىگفت : الوداع اى تخت شاهى الوداع * الوداع اى ملك ايران الوداع
--> ( 1 ) - در مورد تعداد كشته شدگان جنگ و مردگان ناشى از قحطى ، ارقام متفاوتى ذكر شده است : محمد محسن : در زبدة التواريخ ، ص 207 ب تعداد مردگان را هشتاد هزار نفر ذكر مىكند . ( 2 ) - مراد شكست است .